این بازی کی تمام می شود

نویسنده کتاب آیت دولتشاه در مصاحبه ایی با خبرنگار ادبیات و نشر خبرگزاری دانشجویان ایران ایسنا در باره کتابش اینجور  توضیح می دهد " این بازی کی تمام می‌شود " رمانی است که داستان آن مربوط به چند بازیگر تئاتر و اتفاقاتی است که برای آن‌ها در فضای تئاتر می‌افتد.

او با اشاره به این‌که داستان رمان در سه پرده و چهار صحنه اتفاق می‌افتد، افزود: ساختار کلی و شکل صحنه‌بندی رمان متأثر از نمایشنامه است و از این نظر تفاوت عمده‌ای با مجموعه داستان قبلی‌ام «خویش‌خانه» دارد؛ سبک نوشتاری آن دیالوگی نیست و تنها فصل‌بندی آن متأثر از فضای تئاتر است. چاپ دوم " این بازی کی تمام می‌شود " که دومین کتاب داستانی و اولین رمان من محسوب می‌شود، قرار است به زودی توسط انتشارات چرخ منتشر و راهی بازار نشر شود.

 



افسانه روی مبل کنار تلویزیون نشسته و من روی زمین ولو شده‌ام و پاهام را روی عسلی انداخته‌ام. همچنان که با یک چشم بسته دارم به فیثاغورس نگاه می‌کنم و به سیگار پک می‌زنم، می‌گویم: همیشه دوست داشتم یک معشوقه‌ی مرده داشته باشم و هر هفته دور از چشم خانواده‌ش، یواشکی برم سر قبرش و براش گل ببرم. افسانه هم می‌گوید بارها به این موضوع فکر کرده و او هم بدش نمی‌آید یک معشوقه‌ی مرده داشته باشد. سر این دعوای‌مانمی‌شود که کدام‌مان زودتر بمیریم کیفش بیشتر است. می‌گویم اگر من زودتر بمیرم، آن‌ وقت مجبور می‌شود تک‌وتنها، این‌همه راه را بکوبد تا همدان و توی یک شهر غریب، آن هم اواسط هفته که کسی از خانواده‌ام نباشد، بیاید سر قبرم و هول‌هولکی برود. می‌گوید از رفتن به قبرستان خلوت می‌ترسد. سرآخر به این نتیجه می‌رسیم که اگر افسانه زودتر بمیرد به نفع همه است، چون توی همین تهران خاکش می‌کنند و هر هفته با مترو می‌شود رفت سر قبرش و ساعت‌ها آن‌جا نشست.

دنبال چیزی می گردم که من و افسانه خاطرهء مشترکی با آن داشته باشیم. هر چه فکر می کنم بهترین چیزی که به چشمم می خورد فیثاغورس است که روی بوفه نشسته و مثل همیشه دارد به من می خندد، خر پارچه ایی که با افسانه از جمعه بازار خریده بودیمش. اسمش را افسانه انتخاب کرد و قرار شد بگردیم و یک زن خوب برایش پیدا کنیم. اما بعدها به این نتیجه رسیدیم که زن گرفتن مانع فکر کردنش می شود و قرار شد حالا حالاها مجرد بماند....



" این بازی کی تمام می شود __ آیت دولتشاه "
 
/ 0 نظر / 25 بازدید