آبروی از دست رفتهء کاترینا بلوم

 

 

*" کاترینا بلوم " شخصیت اصلی داستان است که ناخواسته درگیر ماجرای عجیبی می شود. او زن جوان مطلقه ایست که علیرغم اینکه خودش در یک خانواده ای فقیر به دنیا آمده اکنون صاحب آپارتمانی نیمه مرفه است و علاوه بر گرداندن زندگی خود، به مادر و برادرش نیز کمک می کند. دوستانش او را خواهر روحانی صدا می کنند زیرا در روابط جنسی بسیار کمرو و خجالتی و حتی امل است. او شبی در مهمانی یکی از دوستانش شرکت می کند و در آنجا به صورت اتفاقی با مردی آشنا می شود و خلاف انتظار دوستانش با این مرد گرم می گیرد، طوری که حس می کند عاشق شده. آنها بعد از مهمانی به خانه ی کاترینا می روند. گوتن مردی که با کاترینا وارد خانه ی او می شود مظنون به دست داشتن در فعالیت های خرابکارانه است، او تحت نظر پلیس است. صبح روز بعد، وقتی پلیس به آپارتمان کاترینا می آید تا گوتن را دستگیر کند، از گوتن خبری نیست، انگار او بدون اینکه کسی متوجه بشود از راه مخفی و دور از چشم  فرار کرده است. پلیس کاترینا را برای بازجویی به اداره ی پلیس می برد. در بازجویی پلیس تلاش می کند ثابت کند کاترینا با گوتن همدست است....

 

**بندکردن عملی یک طرفه و تحمیلی و غیرقابل تحمل است در حالیکه عاشق شدن عملی دو طرفه و قابل ستایش است .

 

 

**هنگامی که آدم تنهاست و هر آشنایی را نمیخواهد بی قید و شرط شروع کند، مشکل می شود با دیگران رابطه برقرار کرد .

 

 

**او همان کسی است که می بایست می آمد و من آرزو میکنم با او ازدواج کنم و بچه هایم به او پدر بگویند ، حتی اگر مجبور باشم سالیان دراز تا زمانیکه او از زندان آزاد شود، انتظار بکشم

 

 

 

" آبروی از دست رفتهء کاترینا بلوم __ هاینریش بل / انتشارات نیلوفر "

 

 

/ 0 نظر / 21 بازدید