مهمانسرای دو دنیا

 

کارهای اریک امانوئل اشمیت را نباید یکبار خواند بعد گذاشتش بین کتابهای خوانده شده‌ء توی کتابخانه. باید توی کتابخانه یک بخشی درست کرد که کتابهای اریک امانوئل اشمیت و ژوزه مائوره ده واسکونسلوس و سنت اگزوپری و امثال اینها را گذاشت آنجا، تا هر از چندی برداشت و دوباره خواندشان، سه باره و چند باره. این جور کتابها معنای زندگی اند. روزمرگی هایی که آنقدر زیبا و عمیق مطرح می شوند که هربار بخوانیشان باز هم تازه‌ ان، هر دفعه چیزی نو. اینجور کتابها داستان نیستند، یک جور موسیقی اند، نت دارند، اهنگ دارند، آهنگ‌هایی که هربار از درون شان چیز جدیدی پیدا می‌کنی، دنیایی تازه... و می‌توانی تا سال‌های سال ازشان لذت ببری بدون اینکه کهنه یا تکراری شوند....


بی اشتهایی چه بسا بدترین دردهاست. وقتی سیر به دنیا میاین، قبل از این که فریاد بزنین دهنتون رو پر میکنن، پیش از این که درخواست کنین بوسه میگیرین، قبل از این که پول درآرین خرج میکنین، اینا ادم رو خیلی اهل مبارزه بار نمی اره. برای ما بی اقبال ها چیزی که زندگی رو اشتهاآور می کنه اینه که پر از چیزهاییه که ما نداریم. زندگی برای این زیباست که بالاتر از حد امکانات ماست...

" مهمانسرای دو دنیا __ اریک امانوئل اشمیت / ترجمه شهلا حائری/ نشر قطره "
/ 0 نظر / 20 بازدید