جاده ی سه روزه

 

" جاده ‌ی سه‌ روزه " اولین رمان جوزف بویدن کانادایی ست با ترجمهء خوب محمد جوادی . نام کتاب بخشی از فرهنگ و آیین سرخپوستان آمریکای شمالی ست که به مرگ و گذر از این دنیا به دنیای دیگر اشاره دارد. کسانی که مرگ به سراغ‌شان می‌آید باید جاده‌ی سه ‌روزه را طی کنند تا از زندگی خارج شوند.

 با وجود اینکه در فصل های اول راوی مشخص نیست و مونولوگ ها و دیالوگ ها مبهم است و خواننده کمی گیج می شود ولی تغییر مدام زمان و مکان خواننده را مشتاق به ادامه می کند... جاده ی سه روزه اثری ست خواندنی و بسیار جذاب ، زندگی و تجربه‌های دو جوان سرخ‌پوستی  که دوستی دیرینه‌ای دارند و با هم بزرگ شده‌اند. در زمان جنگ جهانی دوم وارد ارتش می شوند و خیلی زود فرماندهان به توان بالای‌شان در تیراندازی پی می‌برند و برای شکار سربازان آلمانی انتخاب‌شان می‌کنند...

گفتنی است این کتاب تاکنون به پانزده زبان ترجمه شده و در بیش از پنجاه کشور جهان به چاپ رسیده و کمی پس از انتشار، جوایز متعددی از محافل ادبی  گوناگون کسب کرده است که عبارتند از:

پرفروش ترین رمان سال 2005 کانادا 
قرار گرفتن در فهرست پرفروش ترین رمان های جهان
برندهء جایزهء سال 2005 (ROGERS WRITER'S TRUST FICTION) 
برنده‌ی جایزه‌ء سال 2006 (AMAZON.CA/BOOKS IN CANADA FIRST NOVEL) 
برنده‌ء جایزه‌ء سال 2005 (THE CBA LIBRIS FICTION BOOK OF YEAR)
برنده‌ء جایزه‌ء سال 2005 (MCNALLY ROBINSON ABORIGINAL BOOK OF YEAR)
برنده‌ی جایزه‌ء سال 2006 (CAA MOSAID TECHNOLOGIS INC. AWARD FOR FICTION) 
نامزد جایزه‌ء سال 2005 (GOVERNOR GENERAL'S LITRARY)
نامزد جایزه‌ء سال 2005(BARNES AND NOBLE DISCOVER GREAT NEW WRITERS) 
نامزد جایزه‌ء سال 2006 (IMPAC DUBLIN)

 

از میان برف ها عبور می کنیم. ردپاها ما را به سمت تله هایی از جنس چوب درخت بید می کشد، من جلوتر راه می روم ، خواب آلود هستم و به سختی نفس می کشم. شش هایم سنگین شده است. الیاس نیز پشت سر من می آید. آفتاب در حال طلوع کردن است.

با هر قدم ، پوسته ی نازک یخ زده ی زمین را می شکنم. شب گذشته بسیار سرد بود. الیاس سعی می کند ساکت باشد اما قدم هایش سر و صدای زیادی ایجاد می کند.

من و الیاس همسن هستیم ، دوازده زمستان گذرانده ایم.

 

" جاده ی سه روزه __ جوزف بویدن ترجمه محمد جوادی / انتشارات مروارید "

/ 6 نظر / 40 بازدید
سهيرا

سلام. دوست داشتم كه در مورد كتاب ها مي نويسي. ولي دنبال جان شيفته گشتم نبود.

محمد امین

درود وبلاگ تون را اتفاقی پیدا کردم و به نظر در دوره ای که وبلاگ نویسی کم کم به فراموشی سپرده شده ،وبلاگ مفید و خواندنی است. سپاس

الهام

سلام دوست عزیز ....وبلاگتون عالیه ! برای من خیلی مفید بوده و از این بابت واقعا ممنونم . سوالی داشتم که اگه بتونید پاسخ بدید سپاسگذار خواهم بود ...برای یه کار تحقیقی احتیاج به چند تا رمان ارزشمند دارم و اگه ازتون بخوام 5 رمان برتر ایرانی رو بگید چه کتابهای رو معرفی میکنید ؟ بازم ممنون و موفق باشید

الهام

سلام دوست عزیز ....وبلاگتون عالیه ! برای من خیلی مفید بوده و از این بابت واقعا ممنونم . سوالی داشتم که اگه بتونید پاسخ بدید سپاسگذار خواهم بود ...برای یه کار تحقیقی احتیاج به چند تا رمان ارزشمند دارم و اگه ازتون بخوام 5 رمان برتر ایرانی رو بگید چه کتابهای رو معرفی میکنید ؟ بازم ممنون و موفق باشید

ساره شکیبا

رمانهای ایرانی: خوف (شیواارسطویی) و پیش از آب شدن برفها (محمد میرقاسمی) و برج از (جی جی بالارد) را به تازگی خوانده ام که هر سه خیلی خوب بودند :) موفق باشید

حسین مختاری

سلام گشتی زدم در وبلاگتونم و-بی تعارف بگویم-حظ کردم.به تمام معنا دست مریزاد! گفت که:جانا سخن از زبان ما می گویی!و من باید بگویم در زبان بود مرا آنچه تورا در دل بود. منم چیزهایی می نویسم.خیلی دوست دارم نظر صاحب قلمی چون شما دوست عزیز را راجع به نوشته هایم بدانم.توقع زیادی است؟شاید.باری منتظرم که بیایید.