استخوان های دوست داشتنی

 

چهارده ساله بودم که در ششم دسامبر 1973 به قتل رسیدم. عکس های دخترانی گم شده در روزنامه‌های دهه هفتاد بیشترشان شبیه من بودند. دخترانی سفید رو، با موهایی به رنگ قهوه‌ای کدر....رمان با این جملات شروع می‌شود. از زبان مقتول " سوزی سالمن " حلقه‌ای از یک رشته قتل زنجیره‌ای. ساکن فعلی بهشت. از آن‌جا به زمین می‌نگرد. گاه به زمین می‌آید و در جسمی می‌رود و ......و گاه از آن‌چه که در آن‌جا می‌گذرد، می گوید. این کتاب، پرفروش‌ترین رمان سال 2002 آمریکا بوده. اگر دنبال یک داستان عاشقانه می گردید، اگر دلتان یک داستان پلیسی می خواهد، این کتاب ممکن است برایتان جذاب باشد. اما قول نمی دهم کاملاً مطابق سلیقه تان باشد، معجون متفاوتی است که همه نوع مزه را در خود دارد. به قول «مایک چابن» نویسنده و منتقد ادبی این کتاب: « یکی از عجیب ترین تجربه هایی است که به عنوان خواننده، در مدتی طولانی داشته ام و نیز یکی از به یادماندنی ترین آن ها، به طرز دردناکی سرگرم کننده، به طرز نشاط آوری خشن و فوق العاده اندوه آور، اثری بزرگ در ساخت خیالپردازانه و نشانه ای بارز از قدرت شفابخش اندوه ….


" استخوان های دوست داشتنی __ آلیس سبالد / فریدون قاضی نزاد/ نشر روزگار "
/ 0 نظر / 47 بازدید