قصه ناتمام

 


تو این دوره زمونه آدم تنها فقط یه مشکل داره، آدم متاهل هزار و یک مشکل...مردای الان فقط می خوان یه زن پیدا کنن که کار داشته باشه، خونه و ماشین هم اگه داشته باشه دیگه عالیه، اون وقت شروع می کنن به زبون ریختن و وعده و وعید دادن تا خرشون از پل گذشت می شینن یه گوشه و می خورن و می خوابن! ...گذشت اون زمانی که زن ها تو مراسم خواستگاری شرط می ذاشتن شوهر آینده مون باید اجازه بده بریم سرکار و یارو سرخ و سفید می شد و رگ غیرتش می زد بیرون...الان دخترها همه شرط می کنن ببین ما الان کار می کنیم اما اگر ازدواج کنیم دیگه نمی ریم سرکارها...حالا حاضری یا نه؟ اونا هم موش می شن و دمشون رو می ذارن رو کولشون و در می رن...این طوریاس!....



" قصه ناتمام __ تکین حمزه لو __ انتشارات برکه خورشید "

/ 4 نظر / 41 بازدید
نرگس

خیییلی جالبه وبلاگتون...عکس ها واقعا زیباست... یه سوالی برام پیش اومد،اگه دوست داشتید جواب بدید(امیدوارم فضولی نباشه)شما کتابفروشی دارید؟! موفق و پیروز باشید و پر از کتاب...

نرگس

ببخشید ولی من یک سوال دیگر هم برایم مطرح شد. شمااین کتاب ها را قبلا خوانده اید وحالا معرفیشان را در وبلاگ میگذارید؟!(آخر خواندن ومعرفی این همه کتاب در یک روز ...!!!) شاید هم وبلاگ چندنویسنده دارد؟!

نرگس

ممنون که جواب دادین پس خوش بحالتون که کتابخونه تون و البته کتابخونیتون اینقد پرباره عکسایی که می گیرید هم واقعازیبا و هنرمندانه اند. موفق باشید[لبخند]

نرگس

ممنون که جواب دادین پس خوش بحالتون که کتابخونه تون و البته کتابخونیتون اینقد پرباره عکسایی که می گیرید هم واقعازیبا و هنرمندانه اند. موفق باشید[لبخند]