بازخوانی دو کتاب از سیلور استاین (دیدار قطعه گمشده )

 

 

 

این کتاب در قالب داستان و تصاویری هنرمندانه و عمیق نه تنها برای کودکان بلکه برای خوانندگان سنین مختلف به عنوان ادامه و کامل کننده کتاب قبلی سیلوراستاین به نام " در جست و جوی قطعه گمشده" نوشته شده.

 

 

 

 قطعهء گمشده تنها نشسته بود ...

منتظر کسی بود

که بیاید و او را با خودش ببرد

بعضی ها مناسب بودند

ولی نمی توانستند قل بخورند

دیگران می توانستند قل بخورند

ولی نا مناسب بودند..................

 

 

 

 

گاهی اویی را که دوست میداری احتیاجی به تو ندارد زیرا تو او را کامل نمیکنی ، تو قطعه گمشده او نیستی ، تو قدرت تملک او را نداری....گاه نیز چنین کسی تو را رها میکند و گاهی نیز چنین کسی به تو می آموزد که خود نیز کامل باشی ، خود نیز بی نیاز از قطعه های گم شده...او شاید به تو بیاموزد که خود به تنهایی سفر را آغاز کنی ، راه بیفتی ، حرکت کنی ، او به تو می آموزد و تو را ترک میکند...اما پیش از خداحافظی میگوید" شاید روزی به هم برسیم"...میگوید و میرود و آغاز راه برایت دشوار است...این آغاز، این زایش،‌ برایت سخت دردناک است. بلوغ دردناک است، وداع با دوران کودکی دردناک است،‌ کامل شدن دردناک است، اما گریزی نیست و تو آهسته آهسته بلند میشوی و راه می افتی و میروی و در این راه رفتن دست و بالت بارها زخمی میشود اما آبدیده میشوی و می آموزی که از جاده های ناشناس نهراسی ، از مقصد بی انتها نهراسی ، از نرسیدن نهراسی و تنها بروی و بروی و بروی...

 


 

ما همواره خود را قطعه هایی گمشده حس میکنیم ، همواره در انتظار نشسته ایم، در انتظار کسی که از راه برسد و ما را با خود ببرد که بیاید و ما را کامل کند و بدون او ما همواره خود را گمشده و تنها و ناقص حس میکنیم و برخی از ما شاید برای همیشه در انتظار " او " بمانیم و بنشینیم و بپوسیم...برخی از ما، دیروز، امروز و هر روز قطعه هایی گمشده بوده ایم. گاهی بعضیها با ما جور در می آیند، اما همراه نمیشوند...گاهی نیز آدمهایی را می یابیم که با ما همراه میشوند اما جور در نمی آیند...برخی وقتها ما آدمهایی را دوست داریم که دوستمان نمیدارند، همانگونه که آدمهایی نیز یافت میشوند که دوستمان دارند اما ما دوستشان نداریم، به آنانی که دوست نداریم اتفاقی در خیابان بر میخوریم و همواره برمیخوریم، اما آنانی را که دوست میداریم همواره گم میکنیم و هرگز اتفاقی در خیابان به آنان بر نمیخوریم...
 

 

" بازخوانی دو کتاب از سیلور استاین "

/ 2 نظر / 9 بازدید
jOooOni

@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};- @};-سلام!! @};-خوبي؟؟؟ @};-وبلاگت جالب و حرفه ايه!!!!! @};-ميخوام بهت يه سايت باحالي رو معرفي کنم!!!!! @};-واقعا ارزش وقت گذاشتن داره! @};-يه سايت تفريحي با فضاي دوستانه @};-جايي که ميشه توش کلي دوست پيدا کرد و از مطالب مختلفش استفاده کرد!!! @};-سايتش خيلي جالبه!مثل يه وبلاگ گروهي خيلي بزرگ ميمونه!! @};-ميتوني يه مطلب بزاري،بعد بقيه دربارش نظربدن يا ادامش بدن يا جوابش رو بدن!(اگه سوال بود)! @};-توش از مطالب علمي و درسي گرفته تا تفريحي و بازي! همه چي هست!!!! @};-يه عالمه امکانات داره و ميتوني همه کار کني!! @};-خدافظي نميکنم چون منتظرتم!!!! @};- ♥ caspiangap.ir ♥ @};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};- ‌ ‌‌ ‌ ‌‌

somaye

بینظیرررر عالیییییییییی مرسی