در ارتش فرعون


 

 کتابی عمیق ، درخشان و دردناک ، خاطرات توبیاس وولف از جنگ ویتنام . وولف در این کتاب با زبانی طنزآلود اما تلخ و گزنده ، خاطرات روزهای حضورش در ویتنام را مرور می‌کند.

 

 

 

بیشتر دوستانم در ویتنام کشته شده‌بودند. شاید خیلی از آنها را به خوبی نمی‌شناختم و تا آن زمان به آنها فکر نکرده ‌بودم. اما قضیه رفیقم هیو پی‌یرس فرق داشت. با هم خیلی صمیمی بودیم و صمیمی هم ماندیم، همانطورکه با دوستان خوب دیگرم از آن سالها هنوز هم رابطه‌ای صمیمانه دارم. او هم می‌‌توانست یکی از آنها باشد، پدرخوانده‌ای دیگر برای فرزندانم؛ مرد مهربان دیگری که آنها به او احترام بگذارند و ساعتها بنشینند و به حرفهایش گوش دهند. دوستی قدیمی، کسی که با او یکدل بودم، کسی که می‌توانست من را یاد بهترین خاطرات دوران جوانیم بیندازد. همانطورکه من آنها را به یاد او می‌انداختم.

 

 

 


ذهن بعضی آدمها، همیشه درگیر واقعیتی ساده و وحشتناکه، اینکه هر چیز و هر کسی رو که دوست دارند، سرانجام روزی از دست می دهند...


 

 

 

گاهی نفرت بدون هیچ دلیل مشخصی به حیاتش ادامه می دهد .

 

 

 

در دنیایی که اتفاقاتی زنجیروار و از روی تصادف و یا به دلایلی نافهمیدنی رخ می دهد ، به نظر نمی رسد بتوان کاری کرد . انگار اسرار همیشه با شما همراهند .

 

 



" در ارتش فرعون __ توبیاس وولف / انتشارات چشمه "

 

/ 0 نظر / 9 بازدید